رفتیم خانه حسین اما برای چی ♥⛪
پایان یک انتظار رویایی ما آماده شد ❤⛪
کامره مخفی بالای پدرم؛ واکنش پدرم همه را شوکه کرد! 😱
سورپرایز ویژه برای مرتضی جان ♥❤🎁
شروع کار به هزار امید اما همه کاشی ها شکست😔😱
شروع کشت گندم! زندگی زیبایی دهاتی 🌾😍
همه چی آماده بود، اما پدرم راضی نشد💔
یک قدم تازه برای شروع کار جدیدم! ❤💪
یک روز خاطره انگیز با خاله جان و مادر جان♥♨️
بلاخره حرکت کردیم طرف خاستگاری💍 خدایا امیدم به تو♥🙏
🍎برداشت سیب امسال ما😱 نتیجه اش باورنکردنی است!
بلاخره تصمیم گرفتم انتخاب مادر جان برای من 💞💍
فصل کار و قصه مادر جان برای من تصمیم ازدواج 💍💞
معذرت خواهی از حسین اما به چی مناسبت ❤🫂
بلاخره خودم دست به کار شدم آشپزی دیشب من» 😋😍